معنی اغوا

اغوا
معادل ابجد

اغوا در معادل ابجد

اغوا
  • 1008
حل جدول

اغوا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

اغوا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اغفال، تحریض، تحریک، تشجیع، تشویق، فریب، وسوسه
لغت نامه دهخدا

اغوا در لغت نامه دهخدا

  • اغوا. [اِ] (از ع، اِمص) مأخوذ از تازی. گمراهی. ضلالت. گمراه کردگی. اضلال. فریب. وسوسه. پند و نصیحت بد. برانگیختگی و تحریک و تحریض بر کارهای بد. (ناظم الاطباء). اغواء. گمراه ساختن و رجوع به اغواء شود: محمودیان از دم این مرد [غازی] می باز نشد و حیلت و تضریب و اغوا میکردند. (تاریخ بیهقی ص 230). امروز آن را [قدرخان] تربیت باید کرد تا. مجاملت در میانه بماندو اغوایی نکند. (تاریخ بیهقی). در اغواء و اغراء اوتحریض بر محارست و مغالبت ناصرالدین تضریبی می زد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اغوا در فرهنگ عمید

  • گمراه ساختن، از راه به‌در‌بردن، گول زدن،
فارسی به انگلیسی

اغوا در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

اغوا در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

اغوا در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید