تفکیک
Partition, Detach, Dissever, Splay, Unlock, Wedge
وتد
Keil
گسستن
335
شادی کردن
اندازه کردن
به خشم آوردن
پشت کردن
پیروى کردن
سود بردن
صادر کردن
گردنکشی کردن
ریز کردن
ناپدید کردن
گرم کردن
شاهرگ گردن
از هم جدا شدن
از هم جداشدن
از هم جدا شده
آب ازآهن جدا کردن
پاره و جدا کردن
جا به جا کردن
از هم در رفتن
پاره و جداکردن
از هم دورشدن
ازاد کردن
اجرا کردن
پاره وجداکردن