معنی اجاق

اجاق
معادل ابجد

اجاق در معادل ابجد

اجاق
  • 105
حل جدول

اجاق در حل جدول

  • دیگدان
  • تنوره، آتشگاه، منقل، دوده
مترادف و متضاد زبان فارسی

اجاق در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آتشگاه، تنور، دم، منقل، آل، خاندان، دوده، دودمان
فرهنگ معین

اجاق در فرهنگ معین

  • دیگدان، آتشدان، دودمان، خاندان، صاحب کرامات و کشف، گاز نوعی اجاق که سوخت آن گاز متان است، برقی نوعی اجاق که با نیروی برق گرما تولید می کند و مثل اجاق گاز برای پختن غذا و جز آن به کار می آید. [خوانش: (اُ) [تر. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

اجاق در لغت نامه دهخدا

  • اجاق. [اُ] (ترکی، اِ) اجاغ. دیگدان. دیگ پایه. آتشدان. || دودمان. خاندان. آل. دوده:
    با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکند
    خانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست.
    واله هروی.
    || دهانه ٔ مبرز. نشیمن مستراح. || چهارپایه ای چوبین که ناوه ٔ گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل. || (ص) صاحب کرامات و کشف: فلان اجاق است.
    - اجاق الکلی، آلتی طبخ را که با الکل سوزد.
    - اجاق فرنگی، قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن طبخ کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اجاق در فرهنگ عمید

  • وسیله‌ای برای پختن غذا که ظرف غذا را روی آن می‌گذارند،
    [مجاز] خاندان، دودمان،
    [قدیمی، مجاز] مرشد، پیر،
    [قدیمی، مجاز] صاحب کشف و کرامات،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

اجاق در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

اجاق در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

اجاق در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

اجاق در فرهنگ فارسی هوشیار

  • اجاغ، دیگدان، آتشدان
فارسی به ایتالیایی

اجاق در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

اجاق در فارسی به آلمانی

  • Darre (f), Feuerstelle (f), Herd (m), Kamin (m), Kamin (m)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه