معنی اترار

اترار
معادل ابجد

اترار در معادل ابجد

اترار
  • 802
حل جدول

اترار در حل جدول

فرهنگ معین

اترار در فرهنگ معین

  • (اَ) (اِ.) زرشک، اثرار.
لغت نامه دهخدا

اترار در لغت نامه دهخدا

  • اترار. [اِ] (ع مص) بیوکندن. (زوزنی). بیفکندن. افکندن. فکندن. انداختن. || انداختن دست را بزخم شمشیر. || بریدن. || دور کردن. دور انداختن کسی را از جای خود. || انداختن کودک چوب خود را بچوب دراز در بازی غوک چوب، یعنی الک دولک: اَترّ الغُلام القُلَهَ بالمِقلاء؛ چوب زد کودک غوک چوب را. توضیح بیشتر ...
  • اترار. [اَ] (از ع، اِ) (مصحف اثرار) زرشک. زرَک. (بحر الجواهر). زارَخ. انبرباریس. زنبر. زَنبل. و صاحب برهان گوید آنرا با ثاء مثلثه و زاء معجمه نیز گفته اند. و به اشرار با شین و راء مهمله نیز همین معنی را داده است. و در نسخ ابن بیطار بقول لکلرک، اثرار و اثوار دیده شده است هر دو با ثاء مثلثه و راء مهمله. توضیح بیشتر ...
  • اترار. [اُ] (اِخ) نام شهریست در ساحل غربی رود سیحون و این نام قدیم فاراب است. و هم اکنون خرابه های این شهر در نه فرسنگی جنوب شهر ( (ترکستان)) و یا ( (حضرت)) دیده میشود. و مولد ابونصر حکیم مشهور بدین جا بوده است و امیرتیمور بدانجا درگذشته است: و جغتای و اوکتای را بر سر لشکر که بمحاصره ٔ اترار نامزد کرده بودند. (جهانگشای جوینی). رجوع به حبط1 ص 425 و 426 و 427 شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اترار در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

اترار در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نام شهری است در ترکستان زرشک از گیاهان (اسم) زرشک اثرار
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید