معنی آهسته

آهسته
معادل ابجد

آهسته در معادل ابجد

آهسته
  • 471
حل جدول

آهسته در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

آهسته در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آرام، بتدریج، بطی‌ء، تانی، درنگ، کند، ملایم، نرم، نرم‌نرمک، یواش،
    (متضاد) تند، سریع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

آهسته در فرهنگ معین

  • کند، آرام، ساکت، مهربان، باوقار، بردبار. [خوانش: (هِ تِ) (ص. ق. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

آهسته در لغت نامه دهخدا

  • آهسته. [هَِ ت َ / ت ِ] (ص، ق) آرام. بی شرور: اوهر، شهرکیست به بر کوه نهاده و با آبهای بسیار، جائی بسیارکشت و مردمانی آهسته. (حدودالعالم).
    شتاب گیرد و گرمی بوقت پاداشن
    صبور گردد و آهسته گاه بادافراه.
    فرخی.
    بس آهسته و چابک و بخردند
    ز کنعان بامّید بار آمدند.
    شمسی (یوسف و زلیخا).
    - آهسته آهسته، نرم نرم:
    بساغر نقل کرد از خم شراب آهسته آهسته
    برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته.
    صائب.
    || نرم. بارفق. سردماغ. مقابل آشفته:
    گهی آرمده و گه آرغده
    گهی آشفته و گه آهسته. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

آهسته در فرهنگ عمید

  • آرام، یواش، بی‌شتاب، دارای حرکت کند،
    بی‌سروصدا، با صدای کم و پایین،
    [قدیمی] متین، باوقار،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

آهسته در فارسی به انگلیسی

  • Heavy, Dull, Easy, Leisurely, Light, Low, Glacial, Glacially, Heavily, Slow, Soft, Noiseless, Quietly, Sluggish, Tardy. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

آهسته در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

آهسته در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

آهسته در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه