معنی آمله

آمله
معادل ابجد

آمله در معادل ابجد

آمله
  • 76
حل جدول

آمله در حل جدول

  • نوعی آلوچه وحشی
لغت نامه دهخدا

آمله در لغت نامه دهخدا

  • آمله. [م ِ / م ُ ل َ / ل ِ] (اِ) آملج. نام درختی هندی که ثمره ٔ آن را نیز آمله گویند. طعم آن ترش و عفص و نازک چون آلوگوجه ببزرگی گردکانی و خردتر درخت آن ببالای گردکان. برگ آن ریزه و انبوه از دو سوی شاخ بقدر شبری رسته گاهی بدو شاخه و گاهی بسه شاخه و چوب آن از چنار سختتر بود: و اندر میان رامیان و جالهندر [هندوستان] پنج روزه راه است و همه ٔ راه درختان هلیله و بلیله و آمله و داروهاست که بهمه ٔ جهان ببرند. (حدودالعالم). توضیح بیشتر ...
  • آمله. [م ِ ل َ] (ع ص) تأنیث آمِل.

فرهنگ عمید

آمله در فرهنگ عمید

  • درختی هندی به بزرگی درخت گردو، برگ‌هایش ریز و انبوه، میوه‌ای ترش‌مزه به‌اندازۀ آلو که دو نوع سیاه و زرد دارد،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ گیاهان

آمله در فرهنگ گیاهان

ترکی به فارسی

آمله در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

آمله در گویش مازندرانی

  • قصر و گوری به همین نام در آملنگاه شود به (از آستارا تا آسترآباد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

آمله در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) نباتی است میان شجر و گیاه که برگش چون مورد و میوه اش باندازه بار سرو است. ابتدا سبزاست و چون برسد سیاه و نرم گردد. چوب آن سخت و اندرون آن سپید و زرد مایل بسرخی و ریشه هایش باریک است و در طب مورد استعمال دارد صفیرا ء. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید