معنی آسیه

آسیه
معادل ابجد

آسیه در معادل ابجد

آسیه
  • 76
حل جدول

آسیه در حل جدول

لغت نامه دهخدا

آسیه در لغت نامه دهخدا

  • آسیه. [ی َ] (ع ص، اِ) تأنیث آسی. حزینه. زنی اندوهگین. || خاتنه. آلت ختنه کردن. || زن بجشک. (ربنجنی). طبیبه. ج، اَواسی، آسیات. || ستون. (ربنجنی). ساریه. اسطوانه. دعامه. دیرک. ج، اَواسی. توضیح بیشتر ...
  • آسیه. [ی َ] (ع اِ) ج ِ اِساء. ادویه.

  • آسیه. [ی َ] (اِخ) بنت مزاحم. نام زن فرعون که گویند موسی علیه السلام را از نیل برگرفت و نهان از شوی بپرورد:
    بازگفت او این سخن با آسیه
    گفت جان افشان بر او ای روسیه.
    مولوی.
    || آسیه بنت فَرَج جرهمیه. نام یکی از صحابیات. || نام محدّثه ای خواهر ضیاء مقدسی. || (اِ) امروز نامی است از نامهای زنان ایرانی و ترک و عرب. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

آسیه در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

  • استوارساخت، اندوه گُسار، ستون
نام های ایرانی

آسیه در نام های ایرانی

  • دخترانه، زن اندوهگین، ستون، نام همسر فرعون که موسی (ع) را از نیل گرفت و پنهانی از فرعون از او مراقبتکرد، نام کوهی در استان فارس. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

آسیه در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

آسیه در فرهنگ فارسی آزاد

  • آسِیه، نام مبارک نَوّابه خانم، اُمُّ الکائنات، وَرَقهء مبارکهء علیاء، مادر حضرت عبدالبهاء که فرزند میرزا اسمعیل وزیر نوری بودند و در 1251 قمری برابر 1835 میلادی حَرَم اَطْهَر اقدس حضرت بهاءالله شدند،. توضیح بیشتر ...
  • آسِیَه، نام دختر فرعون بود که برابر تورات حضرت موسی را از آب گرفت و بزرگ کرد،. توضیح بیشتر ...
  • آسِیَه، آسیه معنای ستون هم میدهد و جمع آن اَواس است،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید