معنی آب حیات

آب حیات
معادل ابجد

آب حیات در معادل ابجد

آب حیات
  • 422
حل جدول

آب حیات در حل جدول

  • جان فزا، آب زندگی، زیست آب
فرهنگ معین

آب حیات در فرهنگ معین

  • آب زندگانی، گویند چشمه ای است در ظلمت که هر از آن بنوشد عمر جاودان پیدا می کند، اسکندر و خضر به دنبال آن رفتند، خضر از آن آب نوشید و عمر جاودان یافت، نوعی از شراب آمیخته به ادویه تند، ماءالحیات، نوعی از مهره ها [خوانش: (بِ حَ) [فا - ع. ] (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

آب حیات در لغت نامه دهخدا

  • آب حیات. [ب ِ ح َ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آب زندگانی:
    آب حیات زیر سخنهای خوب اوست
    آب حیات را بخور و جاودان ممیر.
    ناصرخسرو.
    کنونم آب حیاتی بحلق تشنه فروکن
    نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی.
    سعدی.
    سیاهی گر بدانی عین ذاتست
    بتاریکی درون آب حیات است.
    شیخ محمود شبستری.
    طبیبی چه خوش گفت در خاک بلخ
    که آب حیاتست داروی تلخ.
    امیرخسرو دهلوی.
    چو هست آب حیاتت به دست تشنه ممیر
    فلاتمت و من الماء کل شی ٔ حی.
    حافظ.
    || بمجاز، دهان معشوق. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

آب حیات در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به ترکی

آب حیات در فارسی به ترکی

نام های ایرانی

آب حیات در نام های ایرانی

  • دخترانه، آب (فارسی) + حیات (عربی) در افسانه ها آب زندگانی که عمر جاویدان می دهد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

آب حیات در فرهنگ فارسی هوشیار

  • جانفزا - آب زندگی (اسم) آب زندگانی، نوعی حلواست مرکب از: شکر و کف چوبک و مغز پسته، نوعی از شراب آمیخته با دویه تند ما ء الحیاه، نوعی از مهره ها برنگ زرد که زنان از آن دستبند و مانند آن سازند، دهان معشوق، سخن گفتن معشوق، محبت باری تعالی که هرکس را جرعه ای از آن چشمه فیاض بنوشانند معدوم و فانی نگردد، سخنان اولیا و مردان کامل. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید