gryn به فارسی دیکشنری سوئدی
gryn
-
دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 8460/0گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، مشرب، خوی، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، رگه، طبقه، سکه نقره چهار پنسی، ذره، خرده، بلغور جو یا گندم یا جو پوست کنده،
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



