زیاد در حل جدول

زیاد

زیاد

  • دامپر

  • بیش، بسیار، بس، بی شمار، جزیل، بی نهایت، فراوان، وافر، مفرط، هنگفت، کثیر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی زیاد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • زیاد (فرهنگ معین): [ع.] (ص. ق.) بسیار، فراوان.
  • زیاد (فارسی به انگلیسی): All, Amply, Darned, Copious, Copiously, Free, Dearly, Heavy, High, Drastically, Excessively, Extensive, Fat, Multitude, Generous, Generously, Goodly, Great, Greatly, Heavily, Highly, Intensely, Scores, Lavish, Lavishly, Legion, Liberal, Long-Winded, Many, Mighty, Wide, Much, Numerous, Ov
  • زیاد (لغت نامه دهخدا): زیاد. (از ع، ص، ق) بمعنی افزونی و زیادتی باشد. (برهان). افزون و افزون شدن. (غیاث). از «زیاده» عربی بمعنی افزونی و در فارسی فصیح نیز زیادت و زیاده آورند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین). افزون. فراوان. بسیار. بیش. (فرهنگ فارسی معین). افزون و فراوان و بسیار. (ناظم الاطباء). بمعنی زیاده در عربی نیامده و فصحای عجم نیزاستعمال نکر ...ادامه مطلب...
  • زیاد (فارسی به عربی): انبوب متفرع، ایضا، بعیدا، تحرری، ثقیل، جدا، حاد، سمیک، عدید، عریض، عظیم، کثیر، کثیر السکان، کریم، متاخرا، مستوی عالی، مفرط، مقیه، واسع
  • زیاد (فرهنگ عمید): افزون، فراوان، بسیار،
  • زیاد‬ (فارسی به ترکی): çok, fazla
  • زیاد (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): افزون، بسیار، سرشار، فراوان، گسترده، وشناد
  • زیاد (کلمات بیگانه به فارسی): بسیار
  • زیاد (مترادف و متضاد زبان فارسی): بابرکت، بس، بسیار، بی‌شمار، بی‌نهایت، جزیل، خیلی، عدیده، فراوان، کثیر، معتنابه، مفرط، وافر، هنگفت
  • زیاد (فرهنگ فارسی هوشیار): افزونی و زیادتی، فراوان، بسیار
  • زیاد (فارسی به ایتالیایی): eccessivo