بی مغز در حل جدول

بی مغز

بی مغز

  • کاوک

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بی مغز در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بی‌ مغز (فارسی به انگلیسی): Brainless
  • بی مغز (لغت نامه دهخدا): بی مغز. [م َ] (ص مرکب) (از: بی + مغز) که مغز ندارد. پوک. پوچ. (آنندراج). میان تهی. کاواک:
    نبود عجب که مازوی بی مغز و بی مزه
    یابد از آن نوا مزه و مغز همچو تین.
    سوزنی.
    سر میفراز تا کله داران
    سرت بی مغز چون کله نکنند.
    خاقانی.
    آدمی را زبان فضیحت کرد
    جوز بی مغز را سبکباری.< ...ادامه مطلب...
  • بی مغز (فارسی به عربی): فارغ