کاروان در حل جدول

کاروان

کاروان

  • واگن چرخداری که به پشت خودرو می‌بندند و به عنوان اتاق به کار می‌رود

  • واگن چرخ داری که به پشت خودرو می بندند و به عنوان اتاق به کار می رود

  • قافله

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کاروان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کاروان (فرهنگ معین): [په.] (اِمر.) قافله، عده ای مسافر که با هم حرکت کنند.
  • کاروان (تعبیر خواب): اگر کسی بیند در خواب که با کاروانی در راه بود و اهل کاروان مصلح بودند، دلیل خیر و صلاح است. اگر مفسد بودند، دلیل شر و فساد است.
    - محمد بن سیرین
  • کاروان‌ (فارسی به انگلیسی): Caravan, Convoy, String, Train
  • کاروان (لغت نامه دهخدا): کاروان. [کارْ / رِ] (اِ مرکب) کاربان. (جهانگیری). قافله. (برهان) (غیاث) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). و رجوع به قافله شود. قیروان. (المعرب جوالیقی ج 2 ص 254). (منتهی الارب). و رجوع به لغت «کاربان » شود. عیر. (ترجمان القرآن) (دهار). و رجوع به عیر شود. سیاره. (ترجمان القرآن). جمعیت زیادی از مسافران و سودا گران. (ناظم الاطب ...ادامه مطلب...
  • کاروان (فارسی به عربی): قافله
  • کاروان (فرهنگ عمید): گروه مسافرانی که باهم سفر می‌کنند،
    [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می‌آید،
    اتاقک چرخ‌داری که به پشت اتومبیل وصل می‌شود و برای حمل کالا، حیوانات، و اقامت در سفر مورد استفاده قرار می‌گیرد،
    * کاروان زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] دزدیدن اموال مسافران کاروان با حمله به آن،
  • کاروان‬ (فارسی به ترکی): kervan
  • کاروان (مترادف و متضاد زبان فارسی): قافله، کاربان
  • کاروان (واژه پیشنهادی): گروه ، دسته
  • کاروان (فرهنگ فارسی هوشیار): عده ای مسافر که همگی با هم مسافرت کنند، قافله هم نیز گویند
  • کاروان (فارسی به ایتالیایی): carovana