مترادف و متضاد پرواز

پرواز

پرواز

  • پاریدن، پار، پرش، پریدن، طیران، مطار، سیر، عروج،

    (متضاد) نزول

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پرواز در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پرواز (فرهنگ معین): پرش، پریدن، تخته های باریکی که روی سقف کنار هم می چینند و حصیر یا پوشال را روی آن می اندازند. [خوانش: (پَ) (اِ.)]
  • پرواز (فارسی به انگلیسی): Flight
  • پرواز (لغت نامه دهخدا): پرواز. [پ َرْ] (اِ مص) بررفتن بهوا با بال چنانکه مرغان. رشیدی گوید: پریدن لیکن پریدن معنی حقیقی او نیست چنانکه مشهور شده بلکه معنی حقیقی او پرگشادن است که پرباز نیز گویند اما چون پریدن را پرگشادن لازم است به مجاز معنی پریدن ازو اراده کنند. - انتهی. طیران. پرش:
    ندید ازبرش جای پرواز باز
    نه زیرش پی شیر و پای ...ادامه مطلب...
  • پرواز (فارسی به عربی): جناح، ذبابه، طائره، طیران
  • پرواز (فرهنگ عمید): پَر گشودن و پریدن پرندگان،
    پرش،
    پریدن و حرکت کردن در هوا،
    [مجاز] مسافرت کردن با هواپیما،
    (اسم) [قدیمی] تخته‌های نازک و باریک به درازی نیم متر که در پوشش خانه بر روی تیرهای سقف، نزدیک به هم می‌چینند و روی آن‌ها پوشال یا حصیر می‌اندازند،
    * پرواز کردن: (مصدر لازم)
    پریدن،
    حر ...ادامه مطلب...
  • پرواز‬ (فارسی به ترکی): uçuş
  • پرواز (حل جدول): پریدن، طیران، حرکت در هوا
  • پرواز (گویش مازندرانی): سنجاقک، از نام های سگ
  • پرواز (فرهنگ فارسی هوشیار): بهوا رفتن با بال مانند مرغان
  • پرواز (فرهنگ پهلوی): پرتو نور
  • پرواز (فارسی به ایتالیایی): volo
  • پرواز (فارسی به آلمانی): Eben, Ebene (f), Fläche (f), Flucht (f), Flug (m), Flügel (m), Flugzeug (n), Gruppe (f), Hobel (m), Hobeln