مترادف و متضاد کودن

کودن

کودن

  • ابله، احمق، بلید، بی‌شعور، بی‌عقل، بی‌وقوف، پخمه، خر، خرفت، دنگل، ساده‌لوح، کانا، کم‌هوش، کندذهن، نادان، ناقص‌العقل،

    (متضاد) هوشمند

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کودن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کودن (فرهنگ معین): (~.) [ع.] (اِ.) قاطر، فیل.
  • کودن‌ (فارسی به انگلیسی): Brainless, Bumpkin, Dense, Dimwitted, Dolt, Doltish, Dull, Feebleminded, Moron, Half-Wit, Imbecile, Moronic, Nincompoop, Ninny, Purblind, Retard, Stupid, Unintelligent, Witless
  • کودن (لغت نامه دهخدا): کودن. [ک َ دَ] (ع ص، اِ) اسب هجین غیراصیل. کَودَنی ّ. (منتهی الارب). اسب فرومایه ٔ غیراصیل. ج، کَوادِن. (از اقرب الموارد). اسب پیر کندرو پالانی کمراه. (برهان). یابو و اسب تاتاری واسب هجین. (ناظم الاطباء). ستور (اسب و استر) غیراصیل و کندرو و پالانی. (فرهنگ فارسی معین):
    قابل تکلیف شرعی تا خرد با توست از آنک
    ...ادامه مطلب...
  • کودن (فارسی به عربی): اهانه، بطیی، خلفیا، عروه، ممل
  • کودن (فرهنگ عمید): کندفهم، کم‌عقل، احمق،
    [قدیمی، مجاز] تنبل،
    [قدیمی] یابو،
    [قدیمی] اسب کندرو،
    [قدیمی] فیل،
  • کودن‬ (فارسی به ترکی): geri zekâlı, hırbo, anadavllı
  • کودن (حل جدول): احمق، دند
  • کودن (فرهنگ فارسی هوشیار): کند فهم، کور ذهن، دیریاب، نادان، کج طبع، کم عقل
  • کودن (فارسی به ایتالیایی): scemo
  • کودن (فارسی به آلمانی): Langsam, Träge, Ungeeignet, Untauglich [adjective], Rueckwaerts [adverb]