مترادف و متضاد وارونه

وارونه

وارونه

  • باژگونه، باژگونه، برعکس، دمر، سرازیر، سروته، ضد، عکس، وارو، وارون

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی وارونه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • وارونه (فرهنگ معین): واژگونه، سرنگون، برعکس، ضد. [خوانش: (ن) (ص.)]
  • وارونه‌ (فارسی به انگلیسی): Backward, Contrariwise, Converse, Over, Inverse, Topsy-Turvy, Reverse, Un-, Upset, Upside Down
  • وارونه (لغت نامه دهخدا): وارونه. [ن َ / ن ِ] (ص) برگشته. باژگونه. معکوس. مقلوب. (برهان) (آنندراج). وارون. واژگون. (ناظم الاطباء). باژگون. منکوس. منکوساً. واشگونه. باشگونه.واژونه. واژگونه. و رجوع به وارون شود:
    که او را زمانه برآنگونه بود
    همه تنبل دیو وارونه بود.
    فردوسی.
    بزد چنگ وارونه دیو سیاه
    دو تا اندر آورد بال ...ادامه مطلب...
  • وارونه (فارسی به عربی): خلفیا، عکس، معکوس، نقیض
  • وارونه (حل جدول): معکوس
  • وارونه (واژه پیشنهادی): پشت رو
  • وارونه (فرهنگ فارسی هوشیار): برگشته، سرنگون، واژونه