مترادف و متضاد ضمانت

ضمانت

ضمانت

  • پایندانی، پذرفتاری، تضمین، تعهد، تقبل، ضمان، کفالت، گروی، وثیقه

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ضمانت در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ضمانت (فرهنگ معین): (مص ل.) متعهد شدن. کفالت کسی را کردن، (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته ای را متعهد شدن. [خوانش: (ضَ نَ) [ع.]]
  • ضمانت‌ (فارسی به انگلیسی): Bail, Guarantee, Guaranty, Sponsorship, Testimonial, Warranty
  • ضمانت (لغت نامه دهخدا): ضمانت. [ض َ ن َ] (ع اِمص) پذرفتاری. پذیرفتاری. تاوان داری. پایندانی. (مجمل اللغه). ذِمامه. (منتهی الارب). ضمان. کفالت. || حُب ّ. (منتهی الارب). || برجاماندگی. (منتهی الارب). زمین گیری.
  • ضمانت (فارسی به عربی): تامین، ضمان، کفاله، مسوولیه، وعد
  • ضمانت (فرهنگ عمید): ضامن شدن، کفیل شدن، بر عهده گرفتن،
    [قدیمی] دچار شدن به بیماری دائم که گاه‌به‌گاه شدت کند و موجب زمین‌گیری شود،
  • ضمانت‬ (فارسی به ترکی): garanti
  • ضمانت (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پایندان
  • ضمانت (حل جدول): ذمه، کفالت
  • ضمانت (واژه پیشنهادی): عهده
  • ضمانت (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ پذیرفتاری پایندانی بابیزنی، بیماری دراز آهنگ بیماری کهنه، دوستی مهر، آسیب، زمینگیری بر جا ماندگی ‎ (مصدر) دچار شدن به بیماریی دایم که گاه به گاه شدت کند و موجب زمین گیری شود، کفیل شدن تعهد کردن کسی را، (اسم) کفالت پایندانی پذیرفتاری. توضیح به ابن معنی در عربی نیامده و به جای آن ضمان مستعمل است و ضمانه در عربی به معنی ...ادامه مطلب...
  • ضمانت (فارسی به ایتالیایی): garanzia