مترادف و متضاد سفینه

سفینه

سفینه

  • جهاز، غراب، کشتی، دفتر شعر، تذکره، جنگ، دفتر، دیوان، کتاب، فضاپیما

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سفینه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سفینه (فرهنگ معین): کشتی، جُنگ، مجموعه ای شامل اشعار. [خوانش: (سَ نَ یا نِ) [ع. سفینه] (اِ.)]
  • سفینه‌ (فارسی به انگلیسی): Ship
  • سفینه (لغت نامه دهخدا): سفینه. [س َ ن َ] (ع اِ) کشتی بدان جهت که روی آب را میخراشد. (منتهی الارب). کشتی. ج، سفائن، سفون، سَفین، سُفُن. (آنندراج) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). کشتی دریا. (غیاث) (دهار):
    اسب من در شب دوان همچون سفینه در خلیج
    من بر او ثابت چنان چون بادبان اندر سفن.
    منوچهری.
    یکی دریای ژرف است این که ...ادامه مطلب...
  • سفینه (فارسی به عربی): سفینه
  • سفینه (فرهنگ عمید): [جمع: سُفُن و سُفائِن] کشتی،
    کتابی که در آن مطالب مختلف خصوصاً اشعار جمع شده باشد، جُنگ،
    (نجوم) از صورت‌های فلکی جنوبی دارای ۴۵ کوکب که به شکل کشتی تصویر کرده‌اند و سهیل هم جزء آن‌ است،
    * سفینهٴ فضایی: فضاپیمایی که برای جمع‌آوری اطلاعات به مدار زمین یا اجرام آسمانی دیگر فرستاده می‌شود،
  • سفینه (حل جدول): ناو، کشتی
  • سفینه (فرهنگ فارسی هوشیار): کشتی دریا
  • سفینه (فارسی به آلمانی): Schiff (n), Schiffen, Senden, Verladen, Versenden