مترادف و متضاد خوار شدن

خوار شدن

خوار شدن

  • ذلیل شدن، به‌ذلت افتادن، پست شدن، حقیر شدن، احساس‌حقارت کردن، زبون گشتن،

    (متضاد) عزیز گشتن، عزیزشدن، بی‌ارزش شدن، بی‌قدر شدن، بی‌اهمیت شدن،

    (متضاد) مهم شدن

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی خوار شدن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • خوار شدن‌ (فارسی به انگلیسی): Fall
  • خوار شدن (لغت نامه دهخدا): خوار شدن. [خوا / خا ش ُ دَ] (مص مرکب) بدبخت شدن. (یادداشت بخط مؤلف). || ذلیل و بی ارج و ناچیز شدن:
    بی اندازه زیشان گرفتار شد
    سترگی و نابخردی خوار شد.
    فردوسی.
    هنر خوار شد جادویی ارجمند
    نهان راستی آشکارا گزند.
    فردوسی.
    گشادن در گنج را گاه دید
    درم خوار شد چون پسر شاه دید....ادامه مطلب...
  • خوار شدن (حل جدول): مَهن
  • خوار شدن (فرهنگ فارسی هوشیار): بدبخت شدن