مترادف و متضاد انباشته

انباشته

انباشته

  • آکنده، انبوه، پر، سرشار، لبالب، مالامال، متراکم، مشحون، ممتلی، مملو،

    (متضاد) تهی، خالی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی انباشته در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • انباشته (فرهنگ معین): (اَ تِ) (ص مف.) پر کرده، پر شده، مملو.
  • انباشته‌ (فارسی به انگلیسی): Congeries, Cramped, Heap, Hill, Mass, Pile, Pocket, Ruck, Stack, Stockpile, Store
  • انباشته (لغت نامه دهخدا): انباشته. [اَم ْ ت َ / ت ِ] (ن مف) پرکرده و ممتلی. (ناظم الاطباء).مملو. (شعوری ج 1 ورق 123 الف). آکنده. انبارده. ممتلی. مشحون. مآن. غاص. (یادداشت مؤلف):
    یکی گنبدی دید افراشته
    ز دینار سرتاسر انباشته.
    فردوسی.
    و در میان شهر آنجا کی مثلاً نقطه ٔ پرگار باشد دکه ای انباشته برآورده است. (فارسنامه ٔ ا ...ادامه مطلب...
  • انباشته (فارسی به عربی): ثقیل
  • انباشته (فرهنگ عمید): انبارده، روی‌هم‌ریخته، انبوه‌شده،
    پرکرده،
  • انباشته (حل جدول): تلنبار
  • انباشته (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم انباشتن) پر کرده مملو انبارده.
  • انباشته (فارسی به آلمانی): Schwerfällig