معنی یاد در فرهنگ معین

یاد

یاد

  • حافظه، ذهن، آموزش، تعلیم، بیداری، اندیشه، فکر، خاطر، کسی دادن کسی را آموزس دادن. [خوانش: (اِ.)]

  • (پس.) دارای معنی قبول فعل: بنیاد، فریاد، زامیاد.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی یاد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • یاد (فارسی به انگلیسی): Memory, Mind, Recall, Recollection, Remembrance
  • یاد (لغت نامه دهخدا): یاد. (اِ) ذُکر. ذُکره. تذکار. اندیشه. تذکر. نام و نشان. ذکر باقی و جاودان. ذکر و نقل نام:
    تا تازه کرد یاد اوائل بدین خویش
    تا زنده کرد مذهب یونانیان بخود.
    دقیقی.
    به ایران همه خوبی از داداوست
    کجا هست مردم همه یاد اوست.
    فردوسی.
    شهنشاه بهرام داماد تست
    به هر کشوری زین سپس ...ادامه مطلب...
  • یاد (فرهنگ عمید): حافظه، ذهن،
    خاطره،
    * یاد آمدن: (مصدر لازم) [قدیمی] به ‌خاطر آمدن،
    * یاد آوردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) = * به یاد آوردن
    * یاد دادن: (مصدر متعدی)
    آموختن کاری به‌ کسی، تعلیم دادن،
    [قدیمی] یادآوری کردن،
    * یاد داشتن: (مصدر متعدی)
    به خاطر داشتن،
    بلد بودن، آگاه ب ...ادامه مطلب...
  • یاد (حل جدول): فکر و ذهن، خاطر و حافظه
  • یاد (مترادف و متضاد زبان فارسی): ذکر، یادآوری، یادکرد، حافظه، آموزش، تعلیم، خاطره، اندیشه، خاطر، فکر، یادبود،
    (متضاد) فراموشی
  • یاد (فرهنگ فارسی هوشیار): ذکر، اندیشه، تذکر نام و نشان
  • یاد (فارسی به ایتالیایی): ricordo