معنی وثیقه در فرهنگ معین

وثیقه

وثیقه

  • مؤنث وثیق، عهدنامه، گِرویی، جمع وثائق. [خوانش: (وَ قَ) [ع. وثیقه] (ص.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی وثیقه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • وثیقه‌ (فارسی به انگلیسی): Bail, Collateral, Deposit, Gage, Guarantee, Guaranty, Margin, Pawn, Pledge, Security, Surety
  • وثیقه (فارسی به عربی): امن، بیدق، تامین، جدیه، حذر، رهینه، ضمان، وعد
  • وثیقه (فرهنگ عمید): (حقوق) مالی که متهم برای آزادی خود نزد دادگاه به رهن می‌گذارد،
    عهد، پیمان،
    مالی که در برابر دریافت وام نزد وام‌دهنده می‌گذارند،
  • وثیقه (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پشتوانه
  • وثیقه (کلمات بیگانه به فارسی): پشتوانه
  • وثیقه (مترادف و متضاد زبان فارسی): تضمین، رهن، رهینه، ضمانت، گروی
  • وثیقه (فرهنگ فارسی هوشیار): عهد نامه، گروگان، گرو، نامه خرید و فروخت