معنی آهار در فرهنگ معین

آهار

آهار

  • (اِ.) مایعی که از نشاسته یا کتیرا درست می کنند و به پارچه می زنند تا سفت و براق شود.

  • (اِ.) گیاهی از تیره مرکبان جزو دسته پیوسته گلبرگ ها که اصل آن از مکزیک است و دارای گونه های متعدد زینتی است.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی آهار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • آهار (نام های ایرانی): دخترانه، گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کمپر و پرپر دارد
  • آهار (فارسی به انگلیسی): Size, Sizing, Starch
  • آهار (لغت نامه دهخدا): آهار. (اِ) چیزی از نشاسته یا کتیرا یا صمغ و یالعاب خطمی و مانند آن که جامه و کاغذ و جز آن را بدان آغارند تا شخ ّ و محکم شود یا صیقل و مهره گیرد. شو. شوی. شوربا. پَت. خورش. آش. آش جامه. پالوده. بَت. آهر. تانه. بخیر. آغار. لعاب. و فعل آن آهاردن و آهاریدن و آهار دادن و آهار کردن و آهار زدن باشد در متعدی. و در لازم آهار شد ...ادامه مطلب...
  • آهار (فرهنگ عمید): ماده‌ای مرکب از نشاسته، کتیرا، و مانند آن که به پارچه یا کاغذ می‌زنند تا محکم، سفت و براق شود،
  • آهار (حل جدول): مایع لعابدار
  • آهار (مترادف و متضاد زبان فارسی): پرداخت، جلا