معنی منجر در فرهنگ معین

منجر

منجر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی منجر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • منجر (لغت نامه دهخدا): منجر. [م ُ ج َرر] (ع ص) کشیده شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کشیده شده. (ناظم الاطباء). || هر کاری که پس از کشش و کوشش بسیار و بدون رضا و رغبت به جایی منتهی شده انجام پذیرد، و این کلمه را بیشتر با فعل شدن و گشتن استعمال کنند. (از ناظم الاطباء).
    - منجر شدن به...، کشیدن به... کشیده شدن به... ا ...ادامه مطلب...
  • منجر (فرهنگ عمید): کشیده‌شده، منتهی‌شده،
  • منجر (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): کشیده
  • منجر (مترادف و متضاد زبان فارسی): کشیده، منتج، منتهی، کشیده‌شده
  • منجر (فرهنگ فارسی هوشیار): کشیده شونده کشیده (اسم) کشیده شونده کشیده، منتهی شونده.
  • منجر (فرهنگ فارسی آزاد): مِنجَر، رَنده، وسیله و ابزاری که در نجاری برای صاف و مسطح کردن چوب به کار می برند (جمع: مَناجِر)،