معنی تنبیه در فرهنگ معین

تنبیه

تنبیه

  • آگاه کردن، مجازات کردن. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص م.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تنبیه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تنبیه‌ (فارسی به انگلیسی): Amercement, Cane, Discipline, Infliction, Penalization, Penalty, Punishment
  • تنبیه (لغت نامه دهخدا): تنبیه. [تَم ْ] (ع مص) بیاگاهانیدن و بیدار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار). بیدار گردانیدن و واقف کردن برچیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بیدار نمودن و آگاهانیدن. (آنندراج). آگاه و هوشیار کردن. (غیاث اللغات). بیداری از خواب آگاهی پس از غفلت و آگاه گردانگی. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح عل ...ادامه مطلب...
  • تنبیه (فارسی به عربی): ثرید، عقاب
  • تنبیه (فرهنگ عمید): هوشیار ساختن، آگاه کردن کسی بر امری،
    مجازاتی به منظور اصلاح و تربیت،
  • تنبیه‬ (فارسی به ترکی): uyarı, tembih
  • تنبیه (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): گوشمالی
  • تنبیه (مترادف و متضاد زبان فارسی): تادیب، تعذیب، تعزیر، توبیخ، جزا، سیاست، عقاب، گوشمال، گوشمالی، مجازات، نسق،
    (متضاد) تشویق، بیدار کردن، هشیار ساختن، آگاه کردن، واقف کردن،
    (متضاد) غافل ساختن، باخبر گذاشتن، تادیب کردن، گوشمالی دادن، مجازات کردن،
    (متضاد) تشویق کردن
  • تنبیه (واژه پیشنهادی): اصلاح کردن، اصلاح، ادب کردن
  • تنبیه (فرهنگ فارسی هوشیار): آگاه و هوشیار کردن
  • تنبیه (فرهنگ فارسی آزاد): تَنْبِیه، بیدار کردن، آگاه ساختن، بلند و مُعَظَّم ساختن، (در فارسی بمعنای گوشمال دادن و مجازات کردن و تأدیب با مجازات، نیز متداول است)،
  • تنبیه (فارسی به ایتالیایی): punizione