معنی اقبال در فرهنگ معین

اقبال

اقبال

  • (مص ل.) روی آوردن، پیش آمدن، روی آوردن بخت، (اِمص.) نیکبختی، بهروزی، (اِ.) بخت، طالع. [خوانش: (اِ) [ع.]]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی اقبال در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • اقبال (نام های ایرانی): دخترانه و پسرانه، خوشبختی، سعادت، در باور مردم آنچه باعث خوشبختی شود، بخت
  • اقبال‌ (فارسی به انگلیسی): Chance, Fortune, Hazard, Lot, Luck, Star
  • اقبال (لغت نامه دهخدا): اقبال. [اِ] (ع مص) روی به چیزی آوردن. (ترجمان القرآن). پیش آمدن و روی آوردن بهر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نقیض ادبار. (ناظم الاطباء).
    - اقبال کردن، روی آوردن. متوجه شدن. (ناظم الاطباء): بر آنچه ستوده ٔ عقل و پسندیده ٔ طبع است اقبال کنم. (کلیله و دمنه).
    || دوال ساختن نعل را. (منتهی الارب ...ادامه مطلب...
  • اقبال (فارسی به عربی): حظ، نعمه
  • اقبال (فرهنگ عمید): رو آوردن دولت،
    (اسم) بخت، طالع،
    [قدیمی] روی آوردن، پیش آمدن و روی آوردن به چیزی،
  • اقبال (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): بخت
  • اقبال (حل جدول): بخت
  • اقبال (مترادف و متضاد زبان فارسی): اختر، بخت، بهروزی، دولت، شانس، طالع، نوبت، نیکبختی
  • اقبال (فرهنگ فارسی هوشیار): روی به چیزی آوردن
  • اقبال (فرهنگ فارسی آزاد): اِقْبال، روی آوردن (مُؤمن شدن، قبول کردن دعوت حق)..،
  • اقبال (فارسی به آلمانی): Anmut (f), Gnade (f), Grazie (f)