معنی افراز در فرهنگ معین

افراز

افراز

  • بلندی، فراز، کرسی، منبر. [خوانش: (اَ) [په.] (اِ.)]

  • (اِ) [ع.] (مص م.) جدا کردن، بیرون دادن.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی افراز در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • افراز (فارسی به انگلیسی): Partition
  • افراز (لغت نامه دهخدا): افراز. [اَ] (اِ) بلندی. (برهان) (شرفنامه ٔ منیری). بمعنی بالا باشد. (فرهنگ اسدی). بلندی. (آنندراج) (هفت قلزم). بلندی و قله. (ناظم الاطباء). بمعنی بالا و فراز مقابل نشیب. (از شعوری):
    از افراز چون کژ بگردد سپهر
    نه تندی بکار آید از این نه مهر.
    فردوسی.
    یکی تل بد از گوشه ٔ ره بلند
    بر افراز تل ...ادامه مطلب...
  • افراز (عربی به فارسی): تراوش , ترشح , دفع , پنهان سازی , اختفا
  • افراز (فرهنگ عمید): افراشتن
    افراخته (در ترکیب با کلمۀ دیگر): سرافراز، گردن‌افراز،
    (اسم) [مقابلِ نشیب] [قدیمی] فراز، بالا،
  • افراز (مترادف و متضاد زبان فارسی): تفکیک، جداسازی
  • افراز (فرهنگ فارسی هوشیار): بلندی
  • افراز (فرهنگ فارسی آزاد): اِفْراز، جدا کردن، تقسیم کردن، از حال مشارکت در آوردن و سهم هر ذی سهم را جدا نمودن (خصوصاً در مورد املاک)،