معنی اعتدال در فرهنگ معین

اعتدال

اعتدال

  • (اِمص.) میانه روی، (اِ.) حد میانه. [خوانش: (اِ تِ) [ع.]]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی اعتدال در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • اعتدال‌ (فارسی به انگلیسی): Equability, Moderation, Modesty, Sobriety, Temperance
  • اعتدال (لغت نامه دهخدا): اعتدال. [اِ ت ِ] (ع مص) میانه حال شدن در کمیت. (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت. (منتهی الارب). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا در طول و عرض. (غیاث اللغات) (آنندراج). میانه حال گردیدن در کمیت و کیفیت. (از اقرب الموارد). توسط حالی میان دو کم یا کیف. (یادداشت بخط مؤلف). || راست گردیدن. (ناظم ال ...ادامه مطلب...
  • اعتدال (فارسی به عربی): متوسط
  • اعتدال (عربی به فارسی): میانه روی , اعتدال
  • اعتدال (فرهنگ عمید): میانه‌روی،
    (اسم) حد وسط گرما و سرما یا خشکی و رطوبت،
    میانه‌حال شدن،
    برابر شدن،
    [قدیمی] راست شدن،
    * اعتدال خریفی: (نجوم) اول پاییز که درازی روز و شب متساوی می‌شود و هوا هم معتدل می‌گردد،
    * اعتدال ربیعی: (نجوم) اول بهار که درازی روز و شب متساوی می‌شود و هوا هم معتدل می‌گردد،
  • اعتدال (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): میانه روی، ترازینه
  • اعتدال (کلمات بیگانه به فارسی): میانه روی
  • اعتدال (حل جدول): حد میانه، تعادل، مدارا، میانه روی، ملایمت
  • اعتدال (مترادف و متضاد زبان فارسی): تعادل، مدارا، ملایمت، راستی، میانه‌روی، بینابینی،
    (متضاد) افراط، تفریط
  • اعتدال (واژه پیشنهادی): حد وسط
  • اعتدال (فرهنگ فارسی هوشیار): مساوی شدن، میانه حال شدن در کمیت وکیفیت