معنی کالار در فرهنگ معین

کالار

کالار

  • آبکند عمیق که اسب و سوار از آن گذر نتواند کرد، تخته سنگ پهن و نازک. [خوانش: (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کالار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کالار (فارسی به انگلیسی): Flat, Shingle, Slab
  • کالار (لغت نامه دهخدا): کالار. (اِ) آب کندی را گویند که بسیار عمیق باشد و از کنار تا کنار او آن مقدار باشد که اسب و آدم نتواند جست. (برهان). || تالاب بزرگ که اسب و آدم از آن نتواند گذرد. || تخته سنگ تنگ و نازکی را نیز گویند که بر روی مردروهای زیر حمام و جویهای آب پوشند. (برهان). سنگ نازک چون آجر که روی جوی را پوشانند. تَلَه (در تداول مردم قزو ...ادامه مطلب...
  • کالار (فرهنگ عمید): تخته‌سنگ پهن و نازک،
  • کالار (حل جدول): تخته سنگ پهن