معنی وان در فرهنگ معین

وان

وان

  • [روس.] (اِ.) ظرف بزرگ فلزی یا چینی که برای شست و شوی بدن در حمام تعبیه کنند.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی وان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • وان (لغت نامه دهخدا): وان. (پسوند) بان. (حاشیه ٔ برهان چ معین). به معنی محافظت و نگاهبانی. || نگهبان. نگاهدارنده. حارس. و محافظت کننده. همچو گله وان و دشتوان و فیلوان و امثال آن، لیکن بدون ترکیب گفته نمیشود. (برهان قاطع). حافظ. نگاهبان. (انجمن آرا). || شبه. مانند. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). نظیر. (برهان قاطع) (از جها ...ادامه مطلب...
  • وان (فارسی به عربی): حمام
  • وان (فرهنگ عمید): مانند، نظیر،
    [قدیمی] = بان: پلوان، گله‌وان، دروان، دشتوان،
  • وان (حل جدول): دریاچه حمام، دریاچه‏اى در ترکیه
  • وان (گویش مازندرانی): واژه ای که برای تاکید در پایان جمله آید
  • وان (فرهنگ فارسی هوشیار): ظرفی بزرگ که در حمام می گذارند و برای شستشوی بدن و یا برای آب تنی بکار میرود