معنی لیوان در فرهنگ معین

لیوان

لیوان

  • (اِ.) ظرف اغلب استوانه ای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات.

  • [معر.] (اِ.) ایوان خیمه شاهی.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی لیوان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • لیوان (تعبیر خواب): لیوان در خواب، نشانه زن یا خدمتکار است و لیوان پر به زن حامله تعبیر میشود. - خالد بن علی بن محد العنبری
  • لیوان‌ (فارسی به انگلیسی): Glass, Tumbler, Water Glass
  • لیوان (لغت نامه دهخدا): لیوان. [لی] (اِ) از کلمه ٔ «لوان گودوش » یعنی گاودوش لوان (لوان اسم دهکده ای از آذربایجان که در آنجا سفال نیک پزند) گرفته شده است. گیلاس. آب وند. آبخوری. کوزه ٔ نازک. آبخوری که در لیوان آذربایجان سازند و امروز تعمیم یافته و بر مطلق ظرف آبخوری که از سفال یا چینی یا بلور یا فلز سازند اطلاق میگردد. || جای مشورت و خیمه ٔ ش ...ادامه مطلب...
  • لیوان (فارسی به عربی): بهلوان، زجاج، قدح
  • لیوان (فرهنگ عمید): ظرفی چینی، پلاستیکی، فلزی، اغلب استوانه‌ای که برای نوشیدن مایعات به کار می‌رود،
  • لیوان‬ (فارسی به ترکی): bardak
  • لیوان (حل جدول): قدح، زجاج
  • لیوان (مترادف و متضاد زبان فارسی): پارچ، گیلاس، خیمه، ایوان
  • لیوان (واژه پیشنهادی): آبخوری، اِوخواری، اِوخوری
  • لیوان (فرهنگ فارسی هوشیار): گیلاس آبخوری، آب وند، آبخوری
  • لیوان (فرهنگ فارسی آزاد): لِیوان، ایوان، به معانی صدرنشین اطاق (صَفَّه)، محلّ مسقف و جلوباز، قصر، طاق،
  • لیوان (فارسی به ایتالیایی): bicchiere
  • لیوان (فارسی به آلمانی): Glas (n), Gläsern, Verglasen