معنی عریضه در فرهنگ معین

عریضه

عریضه

  • (ص.) مؤنث عریض، عرض حال، نامه یا در - خواستی که کسی به شخص بالاتراز خود می نویسد. [خوانش: (عَ ض) [ع. عریضه] (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی عریضه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • عریضه‌ (فارسی به انگلیسی): Petition
  • عریضه (فارسی به عربی): عریضه
  • عریضه (فرهنگ عمید): شکواییه،
    نامه‌ای که کسی به شخص بالاتر از خود می‌نویسد، عرض حال،
  • عریضه‬ (فارسی به ترکی): dilekçe
  • عریضه (حل جدول): درخواست نامه
  • عریضه (مترادف و متضاد زبان فارسی): خط، رقعه، رقیمه، طومار، عرضحال، کاغذ، مراسله، مرقومه، مکتوب، منشور، نامه، نبشته، نوشته، ورقه
  • عریضه (فرهنگ فارسی هوشیار): نامه ای که به شخص بالاتر از خودش بنویسند