معنی شیاد در فرهنگ معین

شیاد

شیاد

  • کسی که دیوار را گچ یا کاهگل اندود می کند، حیله گر، ریاکار، مزور، کلاهبردار. [خوانش: (شَ یّ) [ع.] (ص.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شیاد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شیاد (فارسی به انگلیسی): Bilker, Charlatan, Confidence Man, Crooked, Fraudulent, Gyp, Impostor, Mposter, Quack, Racketeer, Shark, Sharper, Sinuous, Swindler, Wide Boy
  • شیاد (لغت نامه دهخدا): شیاد. (ع مص) خواندن شتر را. || مالیدن بوی خوش را به بدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
  • شیاد (فارسی به عربی): احتیال
  • شیاد (فرهنگ عمید): حیله‌گر، مکار،
    ریاکار، مزور،
  • شیاد (حل جدول): شارلاتان، دغلکار
  • شیاد (مترادف و متضاد زبان فارسی): حقه‌باز، شارلاتان، فریبکار، کلاهبردار، محیل، مکار،
    (متضاد) درستکار
  • شیاد (واژه پیشنهادی): سالوس
  • شیاد (فرهنگ فارسی هوشیار): مکار و حیله باز، فریب دهنده، حیله گر