معنی سیاق در فرهنگ معین

سیاق

سیاق

  • اسلوب، روش، فن تحریری محاسبات به روش قدیم و آن شامل علایمی اختصاری بود مأخوذ از اعداد عربی، کلام (سخن) اسلوب سخن، طرز جمله بندی. [خوانش: [ع.] (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سیاق در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سیاق‌ (فارسی به انگلیسی): Context
  • سیاق (لغت نامه دهخدا): سیاق. (ع مص) راندن. (آنندراج) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 3) (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (غیاث اللغات) (المصادر زوزنی). || جان کندن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (المصادر زوزنی). در جان کندن درآمدن بیمار. (منتهی الارب). || (اِ) دست پیمان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مهر. کاوین. (مهذب الاسماء). مهر. کابین. || ط ...ادامه مطلب...
  • سیاق (فرهنگ عمید): اسلوب و روش سخن،
    (اسم مصدر) [قدیمی] راندن چهارپایان، راندن،
  • سیاق (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): سایاگ
  • سیاق (حل جدول): اسلوب
  • سیاق (مترادف و متضاد زبان فارسی): اسلوب، روال، روش، شیوه، طریقه، منوال، نحو، نمط، نوع، هنجار، بافت، قرینه، تلو، حساب نویسی، علم‌حساب
  • سیاق (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ راندن ستور را، روش در گفت و نوشت، همارگری به شیوه ی هزوارش سیاهه، کابین ‎ (مصدر) راندن (چارپایان و غیره)، (اسم) اسلوب روش طریقه. یا سیاق کلام (سخن) اسلوب سخن طرز جمله بندی، فن تحریر محاسبات به روش قدیم و آن شامل علایمی اختصاری بود ماخوذ از اعداد عربی مثلا: (مائه صد) .
  • سیاق (فرهنگ فارسی آزاد): سِیاق، رَوِش سخن- اُسْلُوب کلام- مَهرِیّه زن