معنی سقلمه در فرهنگ معین

سقلمه

سقلمه

  • (سُ قُ مَ یا مِ) [تر.] (اِ.) = سقرمه: ضربتی که با مشت به پهلوی کسی زنند.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سقلمه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سقلمه‌ (فارسی به انگلیسی): Box, Bust, Dig, Nudge, Poke, Punch
  • سقلمه (لغت نامه دهخدا): سقلمه. [س ُ ق ُ م َ / م ِ] (ترکی، اِ) ضربه ای که با نوک ابهام زنند آنگاه که انگشتان را فراهم آرند. مشت گره کرده برای زدن کسی. (یادداشت مؤلف).
    - سقلمه خوردن.
    - سقلمه زدن.
  • سقلمه (فارسی به عربی): وکزه
  • سقلمه (فرهنگ عمید): ضربه‌ای که با مشت بسته به پهلوی کسی بزنند،
  • سقلمه (حل جدول): ضربی است که با مشت بسته زنند.
  • سقلمه (گویش مازندرانی): ضربه زدن با بند دوم انگشتان دست
  • سقلمه (فرهنگ فارسی هوشیار): ترکی مشت ترکی مشت هنگامی که سرشست از میان دو انگشت دیگر بیرون آمده باشد (اسم) ضربتی که با مشت بسته زنند در حالی که سر انگشت از میان دو انگشت سبابه و وسطی بیرون آمده باشد.
  • سقلمه (فرهنگ عوامانه): ضربی است که با مشت بسته زنند درحالتی که سرانگشت شست از میان دو انگشت سبابه و وسطی بیرون آمده باشد.