معنی رین در فرهنگ معین

رین

رین

  • (اِ.) چرک، ریم، زنگ، حجابی است بر دل که کشف آن جز به ایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است، (مص ل.) غالب شدن گناه بر دل. [خوانش: (رَ یا رِ) [ع.]]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی رین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • رین (لغت نامه دهخدا): رین. (اِ) چرکی باشد که از جراحت رود و... و اصح ریم است. (از انجمن آرا). ریم. زنگ. چرک. (ناظم الاطباء). رجوع به ریم شود.
  • رین (فرهنگ عمید): حجاب دل که موجب کفر و گمراهی است،
  • رین (حل جدول): گناه وکفر
  • رین (گویش مازندرانی): ریدن
  • رین (فرهنگ فارسی هوشیار): پارسی تازی گشته ریم چرک، زنگ انگلیسی شاهی، چیرگی، گردش فرمانروایی ‎ (اسم) چرک ریم، زنگ، (تصوف) حجابی است به دل که کشف آن جز بایمان نبود و آن حجاب کفر و ضلالت است (کشف المحجوب 506)، (مصدر) غالب شدن گناه بر دل.
  • رین (فرهنگ فارسی آزاد): رَین، (رَن Ranبفرانسه)، (راین Rheinبه انگلیسی) رودخانه ایست که از مرتفعات جنوب غربی سویس سرچشمه گرفته و از مرز آلمان و فرانسه و از خاک آلمان گذشته در خاک هلند بدریای شمال می ریزد