معنی خواهر در فرهنگ معین

خواهر

خواهر

  • (خا هَ) [په.] (اِ.) دختری که با شخص از طرف پدر یا مادر یا هر دو مشترک باشد؛ همشیره. ج. خواهران.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی خواهر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • خواهر (فارسی به انگلیسی): Sibling, Sister
  • خواهر (لغت نامه دهخدا): خواهر. [خوا / خا هََ] (اِ) دختری که از پدر و مادر با شخص یکی باشد و یا تنها از پدر و یا از مادر با هم یکی باشند. (ناظم الاطباء). همشیره. (آنندراج). اخت. شقیقه. جز تو از پدر و مادر تویا یکی از آن دو. (یادداشت بخط مؤلف):
    وز آن پس چو گردوی شد نزد شاه
    بگفت آن کجا خواهرش با سپاه
    بدان مرزبانان خاقان چه ...ادامه مطلب...
  • خواهر (فارسی به عربی): اخت
  • خواهر (فرهنگ عمید): دختری که با شخص دیگر پدر و مادر مشترک داشته باشد، هم‌شیره،
  • خواهر‬ (فارسی به ترکی): kardeş, kız kardeş, abla
  • خواهر (حل جدول): آبجی، باجی
  • خواهر (مترادف و متضاد زبان فارسی): آباجی، اخت، باجی، دده، همشیره،
    (متضاد) برادر
  • خواهر (واژه پیشنهادی): همشیره
  • خواهر (فرهنگ فارسی هوشیار): دختری که از پدر و مادر با شخص دیگری یکی باشد و یا تنها از پدر و یا از مادر با هم یکی باشند
  • خواهر (فارسی به ایتالیایی): sorella
  • خواهر (فارسی به آلمانی): Schwester (pl)