معنی حلبی در فرهنگ معین

حلبی

حلبی

  • منسوب به حلب، ورقه آهنی که روی آن را با قلع اندود کنند تا در مقابل رطوبت محفوظ ماند. [خوانش: (حَ لَ) [ع - فا.] (ص نسب.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی حلبی در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • حلبی‌ (فارسی به انگلیسی): Can, Tin Plate
  • حلبی (لغت نامه دهخدا): حلبی. [ح َ ل َ] (اِ) تنکه. (یادداشت مرحوم دهخدا). فلزی که از آن لوح ها و صفحه ها کنند و از آن سماور ارزان قیمت و آفتابه و سینی و سطل و جز آن سازند. (یادداشت مرحوم دهخدا). یک نوع تخته ٔ آهنی که آنرا از قلعاندود نموده و سفید کرده تا در مقابل رطوبت محفوظ بماند. (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || (ص نسبی) منسوب به حل ...ادامه مطلب...
  • حلبی (فارسی به عربی): رقائق المعدن، علبه، یستطیع
  • حلبی (فرهنگ عمید): ورقۀ نازک فلزی که از ترکیب روی و آهن ساخته می‌شود،
    [مجاز] = حلب
    [قدیمی] تهیه‌شده در حلب،
  • حلبی (حل جدول): ورق نازک آهنی که روی آن را با قلع پوشانده‌اند
  • حلبی (فرهنگ فارسی هوشیار): فلزی که از آن الواح و صفحه ها کنند و از آن سماور و آفتابه و سینی و سطل ارزانقیمت بسازند
  • حلبی (فارسی به آلمانی): Büchse (f), Darf, Dose (f), Einmachen, Kann, Kanne (f), Können