معنی جوال در فرهنگ معین

جوال

جوال

  • (جَ وّ) [ع.] (ص.) بسیار جولان کننده.

  • کیسه، کیسه بزرگ ساخته شده از پارچه خشن، پارچه خشن و یا ضخیم، یک لنگه بار، بدن (انسان)، چیزی گشاده.، در ~ کسی نگنجیدن فریب کسی را نخوردن. [خوانش: (جُ یا جَ) (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی جوال در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • جوال‌ (فارسی به انگلیسی): Bag, Sack, Saddlebag
  • جوال (فارسی به عربی): حقیبه، کیس
  • جوال (فرهنگ عمید): بسیار جولان‌کننده، بسیار گردش‌کننده،
  • جوال (حل جدول): گوال، تاچه
  • جوال (مترادف و متضاد زبان فارسی): جانخانی، خرجین، عدل، گونی
  • جوال (واژه پیشنهادی): لد
  • جوال (گویش مازندرانی): کیسه ی پشمین که از موی بز بافته شودو از کیسه معمولی حجیم...
  • جوال (فرهنگ فارسی هوشیار): گردنده، بسیار جولان کننده
  • جوال (فارسی به آلمانی): Beutel (m), Entlassen, Sack (m), Sack (m), Sack, Tasche (f), Tüte (f)