معنی تصفیه در فرهنگ معین

تصفیه

تصفیه

  • پاک کردن، صاف کردن، پالایش. [خوانش: (تَ یِ) [ع. تصفیه] (مص م.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تصفیه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تصفیه‌ (فارسی به انگلیسی): Filtration, Liquidation, Purgation, Purge, Purification, Refinement
  • تصفیه (فارسی به عربی): اداره، ترتیب، ترشیح، تسرب، مستوطنه
  • تصفیه (فرهنگ عمید): پاک کردن، پاکیزه ساختن،
    صافی‌ کردن، بی‌آلایش‌ کردن چیزی، خالص‌ کردن، پالودن،
    امری یا کاری را تمام کردن و انتظام دادن،
    رفع اختلاف کردن،
    * تصفیهٴ‌ حساب: = تسویه‌حساب
  • تصفیه (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پالایش
  • تصفیه (کلمات بیگانه به فارسی): پالایش
  • تصفیه (حل جدول): پالایش
  • تصفیه (مترادف و متضاد زبان فارسی): تزکیه، تهذیب، پالایش، پاک‌سازی، فیلتر، تفریغ‌حساب، رفع اختلاف، پاک کردن، پالودن، صاف کردن،
    (متضاد) آلودن، رفع اختلاف کردن
  • تصفیه (واژه پیشنهادی): پالائیدن
  • تصفیه (فرهنگ فارسی هوشیار): صافی کردن، روشن کردن