معنی بوسه در فرهنگ معین

بوسه

بوسه

  • تماس لب های کسی بر لب، گونه، دست و پای کس دیگر یا چیز مقدس از روی محبت و احترام و عشق یا چاپلوسی، ماچ. [خوانش: (س ِ) (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بوسه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بوسه (تعبیر خواب): برخی از معبران نوشته اند بوسه خیانت است و سو نیت و بد دلی چه بوسه بدهیم و چه بگیریم. اگر ما دیگران را ببوسیم ما عامل خیانت خواهیم بود اگر دیگری ما را ببوسد نسبت به ما خیانت می شود. در بیداری و زندگی روزانه ما بوسه وسیله ابراز عشق و محبت است. وقتی کسی را می بوسیم می خواهیم محبت خود را در حد اعلا به آن شخص نشان بدهیم و ث ...ادامه مطلب...
  • بوسه‌ (فارسی به انگلیسی): Kiss, Osculation
  • بوسه (لغت نامه دهخدا): بوسه. [س َ / س ِ] (اِ مرکب) مرکب از: بوس + ه (پسوند سازنده ٔ اسم) قبله. ماچ. (حاشیه ٔ برهان چ معین). عملی که حاصل می گردد از انطباق لبها به روی صورت یا دست کسی از روی محبت و یا احترام. و یا انطباق لبها به روی یک چیز مقدس و محترمی مانند قرآن و جز آن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین). بوس معرب آن. و سیراب تر، شکرآمیز ...ادامه مطلب...
  • بوسه (فارسی به عربی): سفینه الحمل، قبله
  • بوسه (فرهنگ عمید): عملی که با گذاشتن هر دو لب بر روی گونه یا لب‌های کسی یا بر روی چیزی صورت می‌گیرد، ماچ،
  • بوسه‬ (فارسی به ترکی): öpücük
  • بوسه (حل جدول): ماچ
  • بوسه (مترادف و متضاد زبان فارسی): بوس، قبله، ماچ،
    (متضاد) گاز
  • بوسه (گویش مازندرانی): پاره شد
  • بوسه (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) تماس لبهای کسی بر لب گونه دست و پای دیگری یا چیزی مقدس از روی محبت و احترام بوس قبله ماچ.
  • بوسه (فارسی به ایتالیایی): bacio
  • بوسه (فارسی به آلمانی): Kuß (m), Küssen