معنی بندیمه در فرهنگ معین

بندیمه

بندیمه

  • تکمه، گوی گریبان. [خوانش: (بَ مَ یا مِ) (اِ.) = بندمه. بندنه. بندینه: ]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بندیمه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بندیمه (لغت نامه دهخدا): بندیمه. [ب َ م َ / م ِ] (اِ) تکمه و گوی گریبان را گویند و بجای میم، نون هم بنظر آمده است که بندینه باشد. (برهان). بندینه. تکمه و گوی گریبان را گویند و آنرا بندمه نیز گویند. (آنندراج) (از انجمن آرا). بندمه. بندیمه. بندنه. تکمه و گوی گریبان. (فرهنگ فارسی معین).گویک گریبان و آن را انگل و انگله نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری) ...ادامه مطلب...
  • بندیمه (فرهنگ عمید): تکمه، گوی گریبان،
  • بندیمه (حل جدول): دگمه
  • بندیمه (فرهنگ فارسی هوشیار): تکمه لباس