معنی ابهر در فرهنگ معین

ابهر

ابهر

  • (اَ هَ) [ع.] (اِ.) رگی است در پشت، رگ پشت که به دل پیوسته است، رگ جان، آورتی، ام الشرایین.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ابهر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ابهر (لغت نامه دهخدا): ابهر. [اَ هََ] (اِخ) اسم کوهی بحجاز. (مراصد).
  • ابهر (حل جدول): رگ پشت
  • ابهر (فرهنگ فارسی هوشیار): روشنتر
  • ابهر (فرهنگ فارسی آزاد): اَبْهَر، پشت (ظَهْر) شاهرگ گردن، در ایران نام شهرستان کوچکی است بین قزوین و زنجان،