معنی آوازه در فرهنگ معین

آوازه

آوازه

  • صیت، شهرت، صوت، آوا، نغمه، ترانه. [خوانش: (زِ) (اِ.)]

  • شهرت دادن، شایعه کردن. [خوانش: افگندن (~. اَ گَ دَ) (مص م.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی آوازه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • آوازه‌ (فارسی به انگلیسی): Celebrity, Fame, Hearsay, Honor, Image, Luster, Name, Popularity, Prestige, Prominence, Renown, Reputation, Repute, Reverberation
  • آوازه (لغت نامه دهخدا): آوازه. [زَ / زِ] (اِ) آوا. آواز. صوت:
    دل چو خم چند برآوازه نهی
    ناید آواز جز از خم ّ تهی.
    جامی.
    مشو غافل ز گردیدن که روزی در قدم باشد
    همین آوازه می آید ز سنگ آسیا بیرون.
    صائب.
    || خبر. آگاهی. اطلاع:
    بدین آوازه هرجائی که شاهیست
    بغایت ناشکیب و بی قرار است.
    مس ...ادامه مطلب...
  • آوازه (فرهنگ عمید): صیت، شهرت: به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان / سه کس برند رسول و غریب و بازرگان (سعدی: ۷۵۱)،
    بانگ، صوت،
    نغمه،
  • آوازه‬ (فارسی به ترکی): şarkı
  • آوازه (حل جدول): شهرت
  • آوازه (مترادف و متضاد زبان فارسی): اشتهار، شهرت، صیت، معروفیت، نام، آواز، آوا، صوت، اطلاع، خبر، شایعه، غوغا، ترانه، نغمه، نوا
  • آوازه (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) صوت آوا آواز، نغمه ترانه نوا، هر یک از دستگاههای اصلی موسیقی، خبر آگاهی اطلاع، صیت شهرت.
  • آوازه (فرهنگ پهلوی): شهرت و نام آوری