معنی آمد در فرهنگ معین

آمد

آمد

  • آمدن، رفت و آمد، بازگشت، بخت، سازگاری بخت. [خوانش: (مَ) (مص مر.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی آمد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • آمد (لغت نامه دهخدا): آمد. [م َ] (مص مرخم، اِمص) اسم مصدر یا مصدر مرخّم آمدن. ایاب. مَجی ٔ.
    - آمد و رفت، رفت و آمد. ایاب و ذهاب.
    - بدآمد، ضجرت. کراهت.
    - || شقاوت. نحوست.
    - بِه ْآمد، نیک آمد. خیر. سعادت:
    نیک آمد و به آمد خلق خدا ازوست
    آن بِه ْ بود که قوّت و قدرت بود ورا.
    سوزنی.
    - بیرون آمد، خ ...ادامه مطلب...
  • آمد (فرهنگ عمید): اقبال، میمنت، فرخندگی،
    (اسم) [مجاز] حاصل،
    (بن ماضیِ آمدن) = آمدن
    آمده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پیامد، پیشامد، سرآمد، درآمد،
    آمدن (در ترکیب با کلمۀ دیگر): خوشامد،
    * آمدورفت:
    آمدن و رفتن، ایاب‌وذهاب،
    مراوده، دیدوبازدید،
    * آمدوشد: = * آمدورفت
  • آمد (حل جدول): خوش یمنی
  • آمد (فرهنگ فارسی هوشیار): (مصدر) آمدن ایاب: رفت و آمد مقابل رفت ذهاب، بازگشت، اقبال روی آوردن بخت خجستگی مقابل نیامد. یا آمد کار. خجستگی یمن میمنت.