خوش باور در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
خوش باور. [خوَش ْ / خُش ْ وَ] (ص مرکب) زودباور. آنکه هر گفته را راست دارد و همه کس را استوار داند. مقابل دیرباور یا بدباور. یقنه. میقان. میقانه. ذویقین. (یادداشت مؤلف).
ویژگی کسی که خبر یا سخنی را زود باور میکند، سادهدل، سادهلوح، زودباور،
سادهدل
ساده دل
خوشپندار، خوشخیال، خوشگمان، دهنبین، زودباور، ساده، سادهدل، سادهلوح، صافوساده،
(متضاد) بدباور، دیرباور
ساده دل
هالو
دهن بین



