معنی قشم در فرهنگ هوشیار

قشم

قشم

  • آبراهه بر زمین، راه آب و نام یکی از بخشهای شهرستان بندر عباس میباشد

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی قشم در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • قشم (فرهنگ معین): آبراهه، سرشت، طبیعت، پیه، گوشت پخته و سرخ شده،
  • قشم (لغت نامه دهخدا): قشم. [ق َ ش َ] (ع اِ) غوره ٔ سپید دراوچه و جز آن که شیرین میشود. و به سکون شین نیز خوانده شده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). البسر الابیض الذی یؤکل قبل ادراکه و هو حینئذ حلو. (اقرب الموارد). || (مص) مردن. (منتهی الارب). گویند: قشم قشماً؛ بمرد، و این از کراع روایت شده است. (منتهی الارب).
  • قشم (حل جدول): از جزایر ایران