معنی سرین در فرهنگ هوشیار

سرین

سرین

  • نشستگاه آدمی، ران و کفل چیزی که هنگام خواب و راحت بجهت نرمی سر و گردن در زیر سر نهند و سر بر آن گمارند وآنرا از پشم و پنبه آکنده باشند، بالش

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سرین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سرین (فرهنگ معین): (سُ رِ) (اِ.) کفل.
  • سرین (تعبیر خواب): دیدن سرین راست، دلیل بر پسر بود و سرین چپ، دلیل بر دختر. اگر بیند که سرینش محکم بود، دلیل که فرزندش نیکوحال و تندرست بود. اگر کوچک بود و ضعیف تاویلش به خلاف این بود. - محمد بن سیرین
  • سرین‌ (فارسی به انگلیسی): Backside, Breech, Buttock, Hip, Hunkers, Seat
  • سرین (لغت نامه دهخدا): سرین. [س َ] (اِ مرکب) چیزی است که هنگام خواب و راحت بجهت نرمی سر و گردن در زیر سر نهند و سر بر آن گمارند و آن را از پشم و پنبه آگنده باشند و چون سر بر آن نهند سرین خوانند و بستر نامند. و آن به متکا که عربی است مشهور شده. (آنندراج). بالش:
    دلم شبهای هجرانت غمینه
    سرینم خشت و بالینم زمینه
    گناهم اینکه م ...ادامه مطلب...
  • سرین (فارسی به عربی): ردف، مقعد، ورک
  • سرین (فرهنگ عمید): [مقابلِ پایین] بالای سر،
    طرف سر، جانب سر در بستر، بالش و متکا که زیر سر بگذارند: گه ریخت سرشک بر سرینش / گه روی نهاد بر جبینش (نظامی۳: ۵۱۷)،
  • سرین (حل جدول): ران
  • سرین (گویش مازندرانی): روستایی نزدیک آلاشت سوادکوه
  • سرین (فارسی به آلمانی): Einpassen, Platz (m), Sitz (m), Sitzplatz (m)