معنی رزمه در فرهنگ هوشیار

رزمه

رزمه

  • پشتواره ای جامه پلونده بلغنده (بقچه) هدایت در فرهنگ ناصری می نویسد: ((رزمه فارسی است در لغت عربی نیز آورده اند)) (اسم) بوقچه رخت بسته لباس، لنگه بار قماش و اثاثه پشتواره. یا روی رزمه اصطلاحی است که در مورد تفوق و رجحان کسی بر دیگری استعمال شود (نسائم الاسحار 183 ببعد) .

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی رزمه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • رزمه (فرهنگ معین): (رَ مِ) [ع. رزمه] (اِ.) بقچه لباس.
  • رزمه‌ (فارسی به انگلیسی): Duffel Bag, Duffle Bag
  • رزمه (لغت نامه دهخدا): رزمه. [رَ م َ / م ِ] (از ع، اِ) رزمه. بقچه ٔ بزرگ. (فرهنگ خطی). بوقچه ٔرخت. (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف) (غیاث اللغات) (از برهان). بسته ٔ قماش. (آنندراج) (از شعوری ج 2 ص 15). بقچه. (یادداشت مؤلف). بَلْغُنْده. (دهار) (یادداشت مؤلف):
    زایر کز آنجا بازگردد برد
    دیبا به تخت و رزم ...ادامه مطلب...
  • رزمه (فرهنگ عمید): بقچۀ لباس، بستۀ رخت، پشتوارۀ جامه، لنگۀ بارقماش،
  • رزمه (حل جدول): بقچه لباس