معنی گندنا در فرهنگ هوشیار

گندنا

گندنا

  • (اسم) تره کراث: کردمت پیدا که بس خوب است قول آن حکیم کاین جهان را کرد ماننده بکرد گندنا. (ناصر خسرو) یا گندمینه ی کوهی. فراسیون.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی گندنا در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • گندنا (فرهنگ معین): (گَ دَ) (اِمر.) تره، از سبزی های خوردنی.
  • گندنا (لغت نامه دهخدا): گندنا. [گ َ دَ] (اِ) معروف است وآن سبزیی باشد خوردنی. گویند چون خواهند روغن بلسان را بیازمایند گندنا را به آب چرب سازند و بر چراغ دارند، اگر افروخته شود خالص است و الا نه. اگر تخم گندنا را در سرکه ریزند ترشی آن را برطرف کند. (برهان). سبزی معروف و مشهور است، تیغ و شمشیر را به آن نسبت کنند. (انجمن آرا) (آنندراج). گیاهی م ...ادامه مطلب...
  • گندنا (فارسی به عربی): کراث
  • گندنا (فرهنگ عمید): تره
    * گندنای کوهی: (زیست‌شناسی) [قدیمی] = فراسیون
  • گندنا (حل جدول): تره فرنگی
  • گندنا (گویش مازندرانی): تره، گیاه بدبویی که از ساقه های آن جارو درست کنند