معنی گردنکشی کردن در فرهنگ هوشیار

گردنکشی کردن

گردنکشی کردن

  • (مصدر) شجاعت نمودن دلیری کردن، سرکشی کردن طغیان نمودن، تکبر ورزیدن خودستایی کردن.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی گردنکشی کردن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • گردنکشی‌ کردن‌ (فارسی به انگلیسی): Disobey
  • گردنکشی کردن (لغت نامه دهخدا): گردنکشی کردن.[گ َ دَ ک َ / ک ِ ک َ دَ] (مص مرکب) استکبار کردن. مخالفت کردن. تکبر. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). تطاول. (دهار) (منتهی الارب). اباء. (دهار) (زوزنی) (مجمل اللغه). تبدخ. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب).
  • گردنکشی کردن (حل جدول): اختیال